امشب توفیق پیدا کردم که در جمع مبارک شما شرکت کنم. شاید از زمانی که من وارد استان قم شدم، یکی از بهترین خاطراتم که معمولاً از قم نقل می‌کنم، در ارتباط با هیأت شما باشد. بحمدالله در قم هیأت‌ها و جلسات زیادی داریم؛ ولي جلسة شما، حال و هوای دیگری دارد. این هم قطعاً عنایت امام زمانسلام الله عليه است . عشق و علاقه جوانان به اهل‌بیت عليهم السلام و همین‌طور زحمتکشان و خدمتگزاران در این هیأت و کانون است که این ویژگی را در این مساله به وجود آورده است. آنان بي‌ريا و با عشق و علاقه، و با شور و حال، در جلسات شرکت کردند. این تحفه‌ای است که ما من باب هدیه از قم از جمع شما در جاهای مختلف عرضه می‌کنیم. امیدوارم که شما قدردان این فرصت‌ها باشید و به خصوص این که جوانان عزیز ما عمده‌ترین جمعیت تشکیل‌دهندة این جمعیت و کانون هستند.چون ایام یادآوري خاطرة شهادت شهید دانشگاه، آیه الله مطهری و روز معلم است، جمله‌ای را راجع به این شهید بزرگوار عرض مي‌‌کنم. قبل از انقلاب، فضای دانشگاه و فضای محیط‌های دانشجویی و فضای روشنفکري آن زمان، این گونه بود که اگر شما می‌خواستید با جمعي همسو و همساز باشید، اولين شرطش اين بود كه مذهبی نباشید. رژیم طاغوت فضایی را ایجاد کرده بود که خدا رحمت کند حضرت امام را، هر حرکتی را انجام مي‌دادند، شاه مي‌گفت، این آثار ارتجاع سیاه هست، و بعد هم با هرحرکت روشنفکرانة اسلامی برخورد می‌کرد. ولی برای گروه‌های کمونیست و مارکسسیت و یا کسانی که لائيك بودند، حالا با هر مکتبی که می‌خواستند باشند، فضا برای آن‌ها کاملاً باز بود. در دانشگاه الهیات، استاد مطهری کلاسي داشت و ما که در دانشکده‌های دیگر تهران بودیم و می‌خواستیم با کارت دانشجویی دانشگاة تهران به آن کلاس برويم، راه نمی‌دادند و می‌گفتند، شما دانشجوی دانشگاه الهیات نیستيد. ولی جالب اين بود كه شركت در كلاس آقایی به نام آریان‌پور که درس مادیگری مي‌داد و مباحث مارکیستی را مطرح می‌کرد، آزاد بود. بنابراين، کلاس‌هاي درس استاد مطهری در حدّ آن دانشجویانی بود که آن واحد را داشتند. درآن شرایط، پناه دانشجویان مسلمان، شهید مطهری بود. حتی در همان کلاس آریان‌پور. دانشجویان الهياتي که از دوستان ما در آن جا بودند و با آریان‌پور واحد درسی داشتند و ناچار بودند آن درس را با او بگذارنند، اگر در ارتباط با مباحث اسلامی، بحثی می‌کردند، می‌گفتند، اين سخنان را آقای مطهری به شما ياد داده و شما به اين جا آمده‌ايد كه کلاس ما را به هم بزنید. بعد آن‌ها را از كلاس بيرون مي‌كردند. بعضی وقت‌ها هم كار به برخورد فیزیکی مي‌كشيد. اين بود كه دانشجويان مسلمان آن دانشگاه، به سراغ آقاي مطهری که خدا او را رحمت کند، رفتند و به ايشان گفتند، استاد! خلاصه این جا دانشکده الهیات است، ولی ما دانشجويان ‌مسلمان‌ در این جا احساس می‌کنیم که ما در مضیقه و سختی هستيم و بایستی فضای دانشگاه را رها کنیم و اين جا را در اختیار کمونیست‌ها قرار دهيم. در کلاس با ما این جور درگیری شده و کسانی که اصلاً دانشجوی این دانشکده نبودند، ما را از کلاس بيرون کردند و در کلاس درس به ما اجازه نمی‌دهند، بحث كنيم. آقاي مطهری از اتاقش بيرون می‌آید و سرو صدا مي‌كند كه اين جا دانشکدة الهیات است یا دانشکدة کمونیست‌ها و مارکسسیت ‌ها؟ از همان جا قرار می‌شود که اگر محدودیتي باشد برای همة کلاس‌ها چنين محدویتي باشد، و اگر قرار است، باز باشد، برای همه باز باشد.آقاي مطهري از شاگردان به نام و مبرّز علامه بزرگوار طباطبايی بودند، ولی او حوزه را رها کرد و در دانشگاه به بیان دیدگاه‌ها و نظرات ناب اسلام پرداختند.؛ در ایامی که جوانان سخت نياز به اين ارشادات و نظرات داشتند و ایشان با طيب‌خاطر و با آغوش باز جوانان را پذیرفتند و به زبان روز و به زبان دانشجویان آن روز مباحث اسلامی را مطرح کردند. شاید بسیاری از آناني که الان در ذهنم می‌گذرانم و در مسئولیت‌های مختلفي در کوران انقلاب، قبل از انقلاب و بعد از انقلاب بودند و هستند و یا شهید شدند، در واقع، از دستآوردهای علمی اندیشمند بزگوار استفاده کردند و راه فلاح، رستگاری و نجات را پیدا کردند.

برچسب ها :

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

3 × پنج =